|
دكان بازرسي/ يحيي تدين
yahya.tadayon@gmail.com طاووس مولانا1

"طاووسي در دشت پر خود را همي كند تا از شر شكارچيان و دام ها رها شود."
پر كنم پرهاي خود را يك به يك تا نيندازد به دامم هر كلك نزد من جان بهتر از بال و پر است جان بماند باقي وتن ابتر است در اشعار و روايت هاي عرفاني اندر نكوهش دنيا سخن هاي بسيار رفته است كه گرچه سرشار از ظرايف اخلاقي است، همزمان به گونه اي پنهان اشاراتي به قبول تن آسائي و تنبلي نيز دارد. حاصل چنين انديشه اي بدون ترديد پذيرفتن وضع موجود و قبول زندگي فقيرانه همراه با ذلت است. در اين روايت كه به زيور شعر آراسته است، "طاووس مولانا" به جاي خراميدن و لذت بردن از زندگي و زيبائي هاي آن، از سر بي ارادگي و راحت طلبي، به خود زني دست مي زند و پيش از آن كه دشمن خيالي از راه رسد، خود كار خود مي سازد.
پانوشت: 1- "مولانا جلال الدین" در سال ۶۰۴ ه.ق در بلخ و در خانواده اى از بزرگان شهر به دنیا آمد. پدر وى سلطان العلماء " بهاء الدین محمد" ملقب به "بهاء الدین ولد" از عرفاى بزرگ شهر بلخ بود كه نزد "سلطان محمد خوارزم شاه" از احترام و تقرب خاصى برخوردار و صاحب مسند تدریس و فتوى بود.
|